تبليغاتX
بارون ودوست دارم هنوز چون تورویادم میاره


 

دوستت دارم نمیدانی

می شنیدم نیمه شب در خواب

های های گریه هایش را

در صدایم گوش می کردم

درد سیال صدایش را

شرمگین می خواندمش بر خویش

از چه رو بیهوده گریانی

در میان گریه می نالید

دوستت دارم، نمی دانی

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 



 

  دلم هواتو كرده

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 



 

از چشم ماه مست او

دل گفت شیدا گشته‌ام از چشم مستِ ماه او

گفتم كه بربند این سخن راهی جداست راه او

دل گفت دالان می‌زنم گر كوه باشد پیش رو

گفتم كه كوه آری ولی فولاد تفتان است او

دل گفت من آهنگرم در كوره‌ام آبش كنم

گفتم كه زنجیرت كنم گر قصدسازی سوی او

دل گفت اوزانت كنم گر چشم را وامم دهی

گفتم كه چشمم زودتر، بنشست در اشعار او

دل گفت دستانت بده، تا بركشم بر گونه‌اش

گفتم كه دستم نیز هم گمگشته در چشمان او

دل گفت پاهایت بده، تا گام بردارم تو را

گفتم كزان تو پیشتر پایم برفت در راه او

دل گفت پس گوشت بده، تا نغمه‌اش را بشنوی

گفتم كه نیست اندرش جز نغمه‌ای از نای او

دل گفت لعلی داردش، لب را بده كامت دهم

گفتم كه لب‌هایم شده، وقف ثنای نام او

دل گفت ای سودازده پر می‌كشم از سینه‌ات

گفتم خدا را پس مرو، منشین به روی بام او

خندید دل گفتا به من، كای مفلسِ بی‌قلب و تن

خود زودتر رفتی ز من، من هم روم دنبال او

گفتم كه آی می‌روی،چون گوش و چشم و دست و لب

اما بدان كه نیستت، جز داغی از هجران او

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 



 

دکتر علی شریعتی

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

 

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

 

ولی آنقد مشتاقم که از خاک

 

گلویم سوتکی سازد

 

گلویم سوتکی باشد بدست طفلکی گستاخ وبازی گوش

 

او یکریز وپی دزپی دوگرم خویش را در گلویم سخت بفشارد

 

وخواب خفتگان خفته را آشفته سازد

 

بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 



 

آرزوی فرشته ها

ارزوي فرشته ها اين است : ميهمان نگاه تو باشند

مثل تو كه نمي شود بشوند مثل لبخند ماه تو باشند!

ارزوي فرشته ها اين است : گاه روي زمين قدم بزنند

تا مگر بخت يارشان بشود تا مگر در مسير تو باشند!

گاه شاگرد مدرسه بشوند تو دبير فرشتگي باشي!

در كلاس تو درس گوش كنند پاي تخته سياه تو باشند!

ارزوي فرشته ها اين است : كه بدانند قلب تو از چيست

تا مگر مثل تو لطيف شوند! تا مگر دلبخواه تو باشند!

دوست دارند دختري بشوند تا ببوسند دست هاي تو را

مثل من با تو درد دل بكنند ميزبان نگاه تو باشند!

من خداراچگونه شكركنم ؟كه تو رادارم اي فرشته
ترين

كه هزاران فرشته مي خواهند بعد از او در پناه تو باشند

 

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 



 

عشق

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و

 

ديگري وجود تو.

 

به  دو  چيزاعتقاد  دارم  يكي  خدا   و   ديگري

 

  تو

من در اين دنيادوچيزميخواهم يكي تو و

 

ديگري خوشبختي تو.

 

من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو و

 

ديگري براي با تو موندن تا همیشه

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 

 
  X close

به خاطر علاقه که به باران دارم نام وبلاگم رو به این نام می زارم





اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384


عسل
راز گل سرخ
پسر بد
best
تمام ناتمام من با تو تمام میشود
شعرو احساس
رامین
ایمان

 

 

<#blogtitle#>
X close





<#ArchiveItems#>


<#links#>


<#persianstat#>

="font-family: Tahoma; text-decoration: none"> Www.Naazanin.coM

بارون ودوست دارم هنوز چون تورویادم میاره
وقتی که بارون می باره حس میکنم پیش منی
<-PostContent->
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor-> | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به خاطر علاقه که به باران دارم نام وبلاگم رو به این نام می زارم

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->
ابرها
<-LinkTitle->
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان