تبليغاتX
بارون ودوست دارم هنوز چون تورویادم میاره


 

رفتنت شده یه عادت

رفتنت شده یه عادت واسه این قلب شکسته

 

بعد تو دل من حتی دل به هیچ کسی نبسته

 

سفرات شده بهونه،واسه در رفتن از خونه

 

جای تو سایت روی دیوار،یادگاری باز می مونه

 

جای عطر پات روی قالی،گل هارو کرده هوایی

 

به عجب ساده خیالی،ساخت خونه  پوشالی

 

 

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 



 

یه شب تو خلوت دلم

یه شب تو خلوته دلم ، یه سر زدم به آسمون


تو اونجا بودی و بمن ، گفتی نرو پیشم بمون


اونو شب دلم پیشه تو موند ، پیله درداشو شکوند


یادمه که شب تا سحر ، ماه واسمون قصه می خوند


قصه دل دادنه گل ، قصه عشق و عاشقی


قصه مرگ شاپرک ، واسه یه شاخه رازقی


یادته ماه چه ساده بود ، قشنگ و بی ریا و پاک


یادمه بذر عشقمون ، همونجا افتاد روی خاک


دل تو گوشم یواشکی ، گفت نذارم سحر بشه


قرار شد اون شب دله تو ، تمومه حرفاشو بگه


درسته اون شب سر اومد ، صبح شد و آفتاب در اومد


دلم گرفت به قلبه تو ، از ابرا پائین نیومد


دلمو دادم دست دلت ، هیچ جا اونو جا نذاری


یادت باشه واسه دلم ، شریک و همتا نیاری ...

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 



 

..........................تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست

...............دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست

......تکیه بر دیوار کردم خاک بر فرقم نشست

...خاک بر فرقش نشیند آنکه یار از من گرفت

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 



 

ترا می خواهم و دانم که هرگز

ترا می خواهم و دانم که هرگز

به کام دل در اغوشت نگیرم

توئ آن آسمان صاف و روشن

من این کنج قفس مرغی اسیرم
 
ز پشت میله های سرد و تیره

نگاه حسرتم حیران به رویت

در این فکرم که دستی پیش آید

و من نا گه گشایم پر بسویت
 
در این فکرم که در یک لحظه غفلت

از این زندان خامش پر بگیرم

به چشم زندانبان بخندم

کنارت زندگی از سر بگیرم .

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 



 

ساده می گویم

ساده مي گويم ... تقديم به او ... مثل هميشه ...

يادمه اولين روز ... گونه هامو تر كرديد ...

وقتي ديديد ديوونم ... حرفامو باور كرديد ...

خيالتون راحت شد ... كه بي شما مي ميرم ...

محبتو از اون وقت كمتر و كمتر كرديد ...

گفته بوديد با منيد ... حتي اگه نباشم ...

كلاغ خبر مي آورد ... شبو با كي سر كرديد ...

شما دوسم نداشتيد ... از چشماتون مي باريد ...

نمي دونم شعرامو ... واسه چي از بر كرديد ...

از هر جا مي گذشتيد ... گل به پاتون مي ريختم ...

شما به جاش تو قلبم ... هزار تا خنجر كرديد ...

عزيز بوديد فراوون ... زجرم داديد چه آسون ...

وجودتونو با زجر ... واسم عزيزتر كرديد ...

به يادتون نمونده ... تو اون غروب پاييز ...

پيش هزارتا شاهد ... دستم انگشتر كرديد ...

چه روزايي كه شونم ... پناه اشكاتون شد ...

رو زانوهاي خستم ... خستگي رو در كرديد ...

انگار خوشي نمي خواست... من مزشو بفهمم ...

يه روز كه گل مي دادم ... نداده پرپر كرديد ...

چيزي نبود تا اون روز ... آروم بوديم و خوشبخت ...

تمام اين كارا رو ... اون روز آخر كرديد ...

پس نذرامون چي ميشه ... حتما به يادتون نيست ...

واسه ضريح آقا ... نذر كبوتر كرديد ...

حق با شماست ... من كجا ... شما كجا و تقدير ...

ميوه ي خوشبختي رو ... هميشه نوبر كرديد ...

من كه چيزي نگفتم... كه دلتون گرفته ...

اين اولين باره كه ... شما باهام قهر كرديد ...

همون كلاغه مي گفت ... يه جا شمارو ديده ...

انگشترو تو دست ... يك كس بهتر كرديد ...

من كه پسش ندادم ... دادم به همسايتون ...

گفتم ديگه درست نيست ... شما مارو پر كرديد ...

يه چيزي مي نويسم ... خدا منو ببخشه ...

اگه يه وقت بهم خورد ... منتظرم برگرديد ...

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 

 
  X close

به خاطر علاقه که به باران دارم نام وبلاگم رو به این نام می زارم





اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384


عسل
راز گل سرخ
پسر بد
best
تمام ناتمام من با تو تمام میشود
شعرو احساس
رامین
ایمان

 

 

<#blogtitle#>
X close





<#ArchiveItems#>


<#links#>


<#persianstat#>

="font-family: Tahoma; text-decoration: none"> Www.Naazanin.coM

بارون ودوست دارم هنوز چون تورویادم میاره
وقتی که بارون می باره حس میکنم پیش منی
<-PostContent->
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor-> | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به خاطر علاقه که به باران دارم نام وبلاگم رو به این نام می زارم

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->
ابرها
<-LinkTitle->
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان