تبليغاتX
بارون ودوست دارم هنوز چون تورویادم میاره


 

سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست


سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست

سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

تو یه رویای کوتاهی دعای هر نظرگاهی

شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی

شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی

من آن خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم

ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمی پوشم

تو غم در شکل آوازی شکوه اوج پروازی

نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی

نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی

مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی

مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه میخواهی

شدم بیگانه با هستی زخود بیخود تر از مستی

نگاهم کن نگاهم کن شدم هر آنچه میخواستی

سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست

سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن

شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن

بکن حرف مرا باور نیابی از من عاشق تر

نمیترسم من از اقرار گذشت آب از سرم دیگر

سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست

سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست

سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
 
 
 
شاعر:پاکسیما  زکی پور

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 



 

پشیمونم دوستت ندارم برو

سلام کسی که تو دلم درخشید

من دیگه دوستت ندارم ببخشید

بهتره که نپرسی علتش رو

چون که خودت ندادی فرصتش رو
www.hamtaraneh.com

بهتره این نامه اخر باشه

فکر کنم این واسه ما بهتر باشه

www.hamtaraneh.com
 
من واسه اون کسی که دوست ندارم

نمی تونم شاخه ی گل بیارم

بین تو و اون روزا کلی فرقه

تو آسمونت پر رعد و برقه
 
www.hamtaraneh.com
نه مهربونی نه واسم میخندی

هر دری و من میزنم میبندی

کو اون همه شعرای عاشقونه

کی بود بهم میگفت سلام بهونه

نه نه صحبت سلام بهونه ای نیست
www.hamtaraneh.com
www.hamtaraneh.com
 
پرنده اینجاست ولی دونه ای نیست

خواستی فقط صاحب یه قفس شی

بری و با دیگری هم نفس شی

خواستی بگی میشه تو دام بیفتم

www.hamtaraneh.com
 
بعدش بگی دیدی بهت نگفتم

از چشم من افتادی نازنینم

دوست ندارم دیگه تو رو ببینم

اون کسی که میزد دم از حسادت

اگه بمیرم نمی یاد عیادت

www.hamtaraneh.com
 
منم میخوام اتمام حجت کنم

خیال هر دومون رو راحت کنم

اگه دلت همین حالا بشکنه

بهتر از آوارگی های منه

من کسی رو میخوام که عاشق باشه

اول و آخرش شقایق باشه
www.hamtaraneh.com

من کسی رو می خوام که نیست مثل تو

پشیمونم دوستت ندارم برو

پشیمونی گر چه نداره سودی

خوب شد که فهمیدم بدی به زودی

من کسی رو میخوام که ناز و کم کم

صدام کنه مثل فرشته مریم

مثل همون روزای آشنایی

نه مثل حالا نه مثل رهایی

جواب بدی ندی دیگه تمومه

نمیدونم جواب واسه کدومه
www.hamtaraneh.com
 
نامه هامو از بس جواب ندادی

جواب بدی شاید بشه زیادی

شاخه نباتم که بشه واسطه

دل نمیدم دیگه به این رابطه

اما یادت باشه که این آدما

کم نبودن پیشم ولیکن شما

نیستید مثل اون روزای طلایی

کی گفته سه تا وقت داره جدایی

جدایی هر غمش هزار تا بخشه

دل میسوزونه مثل آذرخشه

من هر چه دوست دارم تموم شه نامه
www.hamtaraneh.com
دلم می یاد بازم میدونه تو

دیگه تموم شد اون همه غم و رنج

وقت قرار و شوق ساعت پنج

برو برو پیش هر کسی که دوست داری
www.hamtaraneh.com

حق نداری اسم منم بیاری

بخوای نخوای زود برو به سلامت

خدا منه بین ما ها قضاوت
 
 
مریم حیدر زاده

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 



 

گرچه انسان مي نمايد ،گرگ هست!

گفت دانائي كه:گرگي خيره سر،

 

هست پنهان در نهاد هر بشر!

 

لاجرم جاري است پيكاري سترگ

 

روزوشب ، مابين اين انسان وگرگ

 

زوربازوچاره اين گرگ نيست

 

صاحب انديشه داند چاره نيست

 

اي بسا انسا رنجور پريش

 

سخت پيچيده گلوي گرگ خويش

 

وي بسا زور آفرين مرد دلير

 

هست در چنگال گرگ خوداسير

 

هركه گرگش را دراندازد به خاك

 

رفته رفته مي شود انسان پاك

 

وآن كه ازگرگش خورد هر دم شكست

 

گرچه انسان مي نمايد ،گرگ هست!

 

وآنكه با گرگش مدارا مي كند،

 

خلق وخوي گرگ پيدا مي كند.

 

در جواني جان گرگت رابگير!

 

واي اگر اين گرگ گردد با تو پير

 

روز پيري ، گركه باشي همچو شير

 

ناتواني در مصاف گرگ پير

 

مردمان گر يكديگر را مي درند

 

گرگ هاشان رهنما ورهبرند

 

اين كه انسان هست اين سان دردمند

 

گرگ ها فرمانروائي مي كنند،

 

وآن ستمكاران كه با هم محرم اند

 

گرگ هاشان اشنايان هم اند

 

گرگ ها همراه وانسان ها غريب

 

باكه بايد گفت اينحال عجيب؟....

 

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 



 

نازنین در را به روی من مبند خارم مکن

من  به عشقت نازنین   از راه دشوار آمدم

 

با هزاران آرزو  مست و پریشان آمدم

 

من برای دیدنت افتان و خیزان آمدم

 

پای کوبان درپیت مستان و حیران آمدم

 

نازنین بنگرکه من با چشم گریان آمدم

 

از میان خار و سنگ  با پای عریان آمدم

 

نازنین در را به روی من مبند خارم مکن

 

من که با حال پریشان  تا به اینجا امدم

 

آمدم آمدم آمدم آمدم من آمدم

 

نازنین من با تمام  آرزوهام آمدم

 

نازنین زیبای من  من به پایت سوختم

 

در تمام روز و شب چشم به راه اندوختم

 

رزوگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت

 

در خیال عشق تو عمرم به تنهای گذشت

 

نازنین دستم بگیر نگذار که بی سامان شوم

 

درد عشقم را ببین  بگذار که مهمانت شوم

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 



 

شایدم روز دگر

رهگذر

رهگذرم

کوله ای بر پشت دارم از سوال

با سری پرسودا

رو به خورشید روان

زیر نور خورشید

پاسخی می جویم

در فراق خورشید

در شب تیره و تار

من چراغی دارم

با جواب می سوزد

در گذرگاه سفر

گه گداری

خانه ای می بینم

و چراغی روشن

یک نشانه یک پیام

بار دیگر یک مسافر زمینگیر شده

یکی از جنس خودم

دل به گل داده فراموش شده

از سفر می پرسد

من ز مقصد گویم

لحظه ای شوق سفر

می شود بیدار در عمق دلش

بار دیگر چشم هایش می زند برق شروع

دست او می گیرم

پای او همراه نیست

ذهن او بیمار است

چاره ای نیست وداع می گویم

رو به خورشید روان

از فراز تپه

لحظه ای می نگرم

خانه پیداست هنوز

چشم او هم بر راه

زیر لب زمزمه گر

اگر او بود سفر

تا چه حد زیبا بود

بار دیگر تنها

راه می پیمایم

کوله ای بر پشتم

قطرهای اشک به چشم

با خودم می گویم

شاید یک روز دگر

در گذرگاه سفر

خانه ای گشت پدید

با چراغی روشن

شاید از جنس خودم

صبح یک روز قشنگ

همسفر پیدا شد

شایدم روز دگر

کاروانی از ما

عازم خورشید شد
 
 
www.hamtaraneh.com

 نویسنده: دختر ی از جنوب

 



 

 

 

 

 
  X close

به خاطر علاقه که به باران دارم نام وبلاگم رو به این نام می زارم





اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384


عسل
راز گل سرخ
پسر بد
best
تمام ناتمام من با تو تمام میشود
شعرو احساس
رامین
ایمان

 

 

<#blogtitle#>
X close





<#ArchiveItems#>


<#links#>


<#persianstat#>

="font-family: Tahoma; text-decoration: none"> Www.Naazanin.coM

بارون ودوست دارم هنوز چون تورویادم میاره
وقتی که بارون می باره حس میکنم پیش منی
<-PostContent->
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor-> | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به خاطر علاقه که به باران دارم نام وبلاگم رو به این نام می زارم

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->
ابرها
<-LinkTitle->
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان